محمد مفيد مستوفى بافقى

323

جامع مفيدى ( فارسى )

هنر آن عزيز راه يافته و تير او خطا مىشود . بدان اى عزيز كه به اين قسم سخن گفتن مخصوص آن‌جناب نبوده و ديگران هم در نهايت غلظت تكلم مىنموده‌اند . چنانچه در « حبيب السير » مرقوم است كه خواجه جمال الدين يلغز وزير پادشاه مرحوم سلطان حسين بن سلطان اويس مقيد بود به آنكه بغايت مغلظ تكلم نمايد . و دو پسر داشت موسوم به عبد اللّه و فضل اللّه . نوبتى امير شمس الدين زكريا يكى از نوكران ترك را جهت طلب كاه به خدمت خواجه جمال الدين فرستاد . چون آن‌شخص پيغام بگزارد خواجه جواب داد كه به سر عبد اللّه و به جان فضل اللّه كه در متين ما چندان تبنى موجود نيست كه عصافير به مناقير بر سطوح بيوت كشند . ترك بيچاره معنى اين كلمات را ندانسته بار ديگر گفت چه جواب فرموديد . خواجه فرمود كه اعادت عبارات از عادات اولو الالباب بعيد است . آن ترك چون ديد كه هرچند مىايستد سخنى مفهوم نمىشود بازگشت و امير شمس الدين زكريا را گفت من هرچند از خواجه كاه مىطلبم او قران مىخواند . « 1 » اعاظم اهل علم و اجتهاد و اكابر ارباب زهد و رشاد مولانا زين الدين توضيح كلام اللّه را عبارات فصاحت آياتش وافى و تصحيح احاديث حضرت رسالت پناهى را اشارات حقيقت صفاتش كافى ، كشف مشكلات رسائل سلف را منطق بليغش مبين و رفع شبهات [ 251 الف ] مسايل خلف را بيان بديعش متضمن ، خلاصهء روزگار متقدمين در مرآت طبع نقادش مصور و نقاوهء آثار متأخرين بر صحيفهء ضمير فيض‌پذيرش محرر ، شعر : هست نوك كلك او مفتاح باب مشكلات * هست نور راى او مصباح راه اهتدا مىبرد لطف كلامش تاب از آب حيات * مىزند بحر كمالش موج بر اوج سما

--> ( 1 ) - تا اينجا در حاشيهء صفحات است .